
همکار گرامي :
اگر از نوشتن مکرر افرين و صد افرين در پاي مشق بچه ها خسته شده ايد و به دنبال طرحي ديگر براي تشويق دانش اموزان خود هستيد .اگر طالب شيوه اي تاثير گذار در کنترل تکاليف دانش اموزان خود هستيد . استفاده از اين مجموعه را به شما توصيه مي شود.
یاد آور می شوم این اشعار برگرفته شده از مجله آموزش ابتدایی می باشد که توسط همکار محترمی ارسال شده است .
بوي گل و بوي گلاب قشنگ نوشتي مشق آب ((آب))
***
صد افرين و مر حبا چه خوب نوشتي بابا ((باران))
***
دختر(پسر) خوب و پرتوان درست نوشتي از نان ((نان))
***
باران ريزه ريزه مشقت چه قدر تميزه((باران))
***
ا اول انار ه مشق تو حرف نداره((ابر))
***
انار دونه دونه مشقت شده نمونه((اابر))
***
نوشتي خوب و آرام از روي درس بادام ((مدرسه))
***
تاب تاب عباسي زرنگ توي کلاسي ((تاب))
***
پسر خوب ونجيب چه خوب نوشتي ازسيب((کلاس))
***
اي اول ايران است کشوري پر توان است ((ايران))
***
صد آفرين اي کودک چه خوب نوشتي اردک ((اردک))
***
چشم چشم دو ابرو درست نوشتي از او((توت))
***
نمک نمک نمکدان هميشه باشي خندان ((لک لک))
***
يه توپ دارم قلقليه مشقهاي تو چه عاليه ((تاب))
***
پ اول پاييزه مشقهاي تو تميزه ((پرواز))
***
چه خوب نوشتي از آش از دل هميشه شاد باش((گوش شنوا))
***
نوشته ام تو دفترم صدافرين اي پسرم((روز برفی))
***
مي نويسم روي تخته که مشق تو قشنگه ((درخت))
***
کودک من اي دلبند درست نوشتي گوسفند((چشمه و چراگاه))
***
خوشبويي مثل سنبل قشنگي چون دسته گل((گل))
***
چون گل سرخ لاله قشنگ نوشتي ژاله((ژاله))
***
طاهره گفت به فاطمه زرنگي تو يه عالمه ((خاطرات انقلاب))
***
نوشتي مشق منظم ياد تو ام به هر دم ((مبارزه با ظلم و بدی))
***
ث اول ثرياست مهرم به تو يه دنياست((مثل خورشید))
***
فرزند پرتلاشي هيچ وقت مريض نباشي((رضا))
***
گفت در گوشم كلاغ چون گلي توي باغ ((لاک پشت ومرغابی ها))
***
اي پسربا دقت از مشقت بردم لذت ((سفر دلپذیر))
۱- کم یا زیاد گذاشتن علامت (آ) روی حرف (آ)، نیم غلط و در تمام دیکته یک غلط محسوب می شود.
۲- کم یا زیاد گذاشتن نقطه یا بالا و پایین گذاشتن نقطه در صورتی که حرفی با حرف دیگر اشتباه شود، برای هر حرفی نیم غلط و در تمام دیکته برای هر حرف یک بار غلط محسوب می گردد. (در حروف ش، ژ، چ، اگر یک نقطه کم بگذارند غلط محسوب نمی گردد چون شکل کلمه عوض نمی شود.)
۳- ننوشتن حرکات فتحه، کسره، ضمّه ( ـَــِـــُ )، غلط به حساب نمی آید.
۴- کم یا زیاد گذاشتن دندانه یک غلط است، ولی برای حروف تکراری فقط یک بار غلط گرفته می شود.
۵- حروف (بـ تأکید، نـ نفی) که باید به فعل بچسبند، اگر جداگانه نوشته شوند، نیم غلط و در تمام دیکته یک غلط محسوب می شود. به عنوان مثال اگر به جای کلمات (برود، نرود) نوشته شود (به رود، نه رود).
۶- کم یا زیاد نوشتن سرکج نیم غلط و در تمام دیکته یک غلط به حساب می آید.
۷- ننوشتن یک کلمه، یک غلط و از قلم انداختن حروف ربط، اضافه و ضمیر مانند (با، در، از، او) در تمام دیکته نیم غلط برای هر حرف محسوب می شود.
۸- کم یا زیاد گذاشتن تشدید(ــّ)، نیم غلط و در تمام دیکته یک غلط گرفته می شود.
۹- کم یا زیاد نوشتن یک حرف در کلمه یک غلط، ولی در کلمات تکراری برای بار دوم غلط محسوب نمی گردد.
۱۰- ننوشتن یاء میانجی در کلماتی مانند (خانه ی، کوزه ی) نیم غلط و در تمام دیکته یک غلط محسوب می شود.
۱۱- کم یا زیاد نوشتن یک حرف در کلمه یک غلط و در هر مورد جدید، یک غلط به حساب می آید.
۱۲- نچسباندن حروفی که به هم می چسبند، برای مثال به این شکل (گف تند) به جای (گفتند)، در یک کلمه نیم غلط و در تمام دیکته یک غلط محسوب می گردد.
۱۳- غلط نوشتن شکل حرف مثلاً صا(دسته با فاصله و بدون دندانه) به جای ط، یا صـ(بدون دندانه) به جای ص(دندانه دار)، نیم غلط محسوب می شود.
۱۴- اگر به جای کسره ی اضافه (ــِـ)، حرف (ـه ه) و یا بالعکس نوشته شود، یک غلط و در سراسر دیکته برای مورد اوّل یک غلط و برای عکس آن نیز یک غلط محسوب می شود.
۱۵- تکراری نوشتن یک کلمه، غلط محسوب نمی آید.
۱۶- جابه جایی کلمات در جمله غلط نیست.
۱۷- نوشتن کلماتی مانند (رفتند) به صورت (رفتن) و بالعکس در تمام دیکته یک غلط محسوب می شود.
چگونه مطالعه كنيم؟
از شما مىخواهم كه يك روش صحيح مطالعه را به من بياموزيد؛ زيرا با اينكه درس زياد مىخوانم، باز هم نمرههاى خوبى نمىگيرم و درسى را كه مىخوانم فردا آن را به خوبى به ياد نمىآورم و براى امتحان هم نبايد كمتر از 2 بار بخوانم؛ زيرا اگر يك بار بخوانم، فراموش مىكنم. از شما خواهش مىكنم كه مرا در روش صحيح راهنمايى كنيد تا بتوانم در درسهايم موفق باشم.
يك مطالعه موفق، بايد در حال آرامش و بدون اضطراب صورت بگيرد تا رضايت بخش و ثمربخش باشد. براى اين كه به اين سؤال شما پاسخ كاملى داده باشيم، برخى از نكات مهم و كلى را درباره مكان، روش، كارآيى، تمركز و سرعت مطالعه به ترتيب، بيان مىكنيم تا با به كارگيرى آنها، مشكل خود را برطرف كنيد.
مكان مطالعه
دكتر فيل ريس، در كتاب «500 نكته درباره مطالعه» و دكتر عين الله خادمى در كتاب «مطالعه روشمند» چنين نوشته اند:
1. برخى افراد ترجيح مىدهند در سكوت مطالعه كنند و برخى در سروصدا. بعضى صندلى راحتى را مىپسندند و بعضى دراز كشيدن يا نشستن رسمى را. اصلاً وسواس به خرج ندهيد و در هر حالتى كه راحتتر هستيد، مطالعه خود را آغاز كنيد.
2. اگر مكان مطالعه شما كمى آشفته و به هم ريخته است، مرتب كردن آن را به نيم ساعت پس از مطالعه موكول كنيد؛ زيرا در اين صورت، در حين مرتب كردن اتاق، به مطالبى كه مطالعه كرده ايد، فكر خواهيد كرد و زمان مفيدى را از دست نخواهيد داد.
3. گاهى اوقات از مكانهاى استثنايى و هيجان انگيز استفاده كنيد تا مطلبى كه مطالعه مىكنيد، همراه آن خاطره در ذهن شما ماندگار شود؛ مثلاً در يك شب بارانى با يك چتر و يك چراغ قوه زير باران رويد و مطلب را مطالعه كنيد و يا در يك مكان تاريخى و قديمى، به تفكر و مطالعه در مورد مطلب مورد علاقه خود بپردازيد.
4. اگر امكان داشته باشد، موضوع مورد مطالعه شما با مكانى كه انتخاب مىكنيد، هماهنگى و سنخيت داشته باشد. اين كار، به افزايش بهره ورى شما كمك بسيار مىكند. اين هماهنگى، شامل ابزار و لوازم مورد نياز نيز مىشود.
5. قبل از انتخاب محل مطالعه خود، چند خصوصيت مهم و ايده آل را براى مكان مطالعه، در ذهن خود فهرست كنيد تا راحتتر بتوانيد آن را بيابيد.
6. در مكان مطالعه شما، بايد راهى براى خيره شدن به دور دست وجود داشته باشد؛ زيرا توقف در مطالعه و چشم دوختن به بىنهايت، در افزايش كارآيى مطالعه بسيار سودمند است؛ حداقل گاهى به سقف اتاق خيره شويد.
7. هيچ گاه مطالعه خود را به حضور در مكان خاصى مشروط نكنيد؛ زيرا در اين صورت بهانه اى مىيابيد تا در ساير مكانها از مطالعه بگريزيد. به ياد داشته باشيد كه در حقيقت، «مكان مطالعه، جايى است كه شما هستيد».
8. دقت كنيد كه ميزان نور، دماى محيط، شكل صندلى و ساير شرايط، در مكان مطالعه شما به گونه اى نباشند كه شما را خواب آلوده كنند.
9. تهويه خوب و اكسيژن زياد در مكان مطالعه، شرطى حياتى است.
روش مطالعه
1. به قول آدريل جانسون، خوب كتاب خواندن را نمىتوان از خواص مادرزادى دانست. براى قرائت، بدون شك، پرورش خاصى لازم است.
2. بهترين روش كتابخوانى، روشى است كه خواننده در اين كار بتواند زيبايىهاى چيزى را كه مىخواند، دريابد و به هنگام لزوم، معايب آنها را بفهمد و اين از راه پرورش و ممارست حاصل مىگردد.
3. در معانى كلماتى كه براى نخستين بار مىبينيد، دقت كنيد. بيهوده تصور نكنيد كه سياق مطلب، آن معانى را براى ما كشف مىكند. همان زمان، بهترين وقت براى رفتن به سراغ فرهنگ لغت است.
4. اميل فاگه، نويسنده فرانسوى، عقيده دارد كه بايد در خواندن كتاب استقامت داشته باشيم. استقامت، لجاجت نيست؛ بلكه نوعى بردبارى است كه ذوق ما را مىپرورد و درك ما را عميق مىكند.
5. مون تنى، دانشمند شهير فرانسوى، درباره انتخاب كتاب و روش كتابخوانى نظريه اى بسيار بديع و زيبا دارد. يكى از اين عقايد، آن است كه براى وصول به عمق معناى يك كتاب خوب، بايد آن را دوبار بخوانيم و با آن ارتباط دائمى داشته باشيم. يك اثر پربها، ما را مدتها سعادتمند مىسازد. ما نمىتوانيم با يك بار خواندن، به اين درجه از خوشبختى برسيم؛ هر چند در اين يكبار، دقت فوق العاده به كار بريم.
۶. همچنين وى معتقد است كه اگر بخواهيم از كتابى كه خوانده ايم، نظر صحيحى پيدا كنيم، بايد درباره آن گفتگو كنيم. كتابهاى خوب، افق گفتگوهاى پرثمر را به روى ما مىگشايند و اين، همان چيزى است كه ما آن را مباحثه مىناميم.
7. در كتاب «500 نكته درباره مطالعه» آمده است: يكى از روشهاى خوب مطالعه، استفاده از يادداشت بردارى است. فقط توجه كنيد كه به جاى يادداشت، رونويسى نكنيد! طرحهاى گوناگون بريزيد؛ نكات مهم يادداشت را برجسته تر بنويسيد و اگر مطلبى را درك نمىكنيد، به صورت سؤال يادداشت برداريد.
8. در كتاب «روشهاى تسريع در خواندن و درك» پيشنهاد شده است كه هنگام مطالعه، ابتدا خلاصه مطلب را كه اغلب در ابتداى مقاله يا كتاب آمده است، بخوانيد؛ سپس عنوانها و فهرست اجمالى كتاب را مطالعه كنيد و بعد چند سطر از ابتداى هر عنوان را مطالعه كنيد؛ زيرا مهمترين مطالب، معمولاً در همين خطوط ابتدايى هستند و سرانجام ساير توضيحات و تفاسير كتاب را بر اطلاعات خود بيفزاييد.
9. از همان زمان مطالعه، براى به كار بستن آن چه مىآموزيد، برنامهريزى كنيد. به قول تولد، «مطالعه و عمل نكردن، مانند شخم زدن و بذر نپاشيدن است».
10. بيكن جمله زيبايى در اين باره دارد؛ «برخى كتابها را بايد چشيد؛ بعضى ديگر را بايد بلعيد و قليلى را هم بايد جويد و هضم كرد.
كارآيى مطالعه
1. كيفيت مطالعه را بالا ببريد؛ به روخوانى سطحى در حالت پراكندگى فكر قناعت نكنيد و با مفهوم و معناى مطلب، ارتباط برقرار سازيد تا آن چه را كه مورد نياز است، به خوبى درك كنيد.
2. حجم مطالعه، حواس شما را پرت نكند؛ مطالعه بيشتر و سريعتر، تنها بهانه اى براى بيشتر دانستن است؛ پس ابتدا آن چه را مىخواهيد بدانيد و بفهميد، برداشت كنيد و آن گاه با كلمات «سرعت» و «بيشتر» وسوسه شويد.
3. قبل از آن كه از موضوع اصلى كتاب منحرف شويد و به مطلب ديگرى بپردازيد، قسمتهايى را كه دوست داريد به خاطر بسپاريد، مشخص كنيد.
4. حتماً براى مطالعه خود برنامه ريزى داشته باشيد. اين كه قصد يادداشت بردارى داريد يا خير، در مورد چه موضوعى بايد تمركز كنيد، چه سؤالاتى در ذهن داريد كه در اين كتاب جواب آنها را مىجوييد و...، همه بايد از قبل برنامه ريزى شده باشند.
5. بايد كتابى كه مطالعه مىكنيد، مختص به خود شما باشد تا به راحتى در آن علامتگذارى و نكته نويسى كنيد. استفاده از مداد يا ماژيك رنگى، به شما امكان مىدهد تا در مراجعه مجدد به كتاب، بهره بيشترى ببريد؛ هر چند نبايد اين خطوط رنگى، استفاده شما را از ساير خطوط كتاب كاهش دهد.
6. هنگام مطالعه، همواره يك قلم در دست داشته باشيد؛ زيرا مطالعه، آنگاه كارآيى مطلوب مىيابد كه همراه با مطالعه سؤالات، ذهن خود را با آموزه هاى كتاب تطبيق دهيد و در حاشيه آن يادداشت كنيد.
7. ميان مطالعه و ساير كارهاى خود، تعادلى به وجود آوريد تا هم از خواندن خسته نشويد و هم تجربه و عمل را به بهره ورى مطالعه خود بيفزاييد.
8. مطالعه پراكنده، با موضوعات گوناگون و متناقض، موجب كاهش بهره ورى شما مىشود؛ سعى كنيد در نوع كتابى كه براى مطالعه انتخاب مىكنيد، مطالعات قبلى خود را در نظر آوريد تا نظم فكرى شما به هم نخورد.
9. اگر بتوانيد از هر كتابى كه مىخوانيد، نكات مهم و كليدى آن را خلاصه بردارى كنيد، بر كارآيى مطالعه شما مىافزايد. اين راهكار، آنگاه ارزشمندتر مىشود كه خواننده به زبان و عبارات خودش، مطالب را يادداشت كند.
10. به ياد داشته باشيد كه علاقه و انگيزه، در مورد مطلبى كه براى مطالعه انتخاب كرده ايد، به بهره ورى شما از آن چه مىخوانيد، بسيار مىافزايد.
11. گاهى قرار دادن يك پاداشِ مشروط براى مطالعه حجم خاصى از كتاب، به هيجان و لذت مطالعه مىافزايد و نوعى اثر تشويقى بر فرد مىگذارد. اين پاداشها، مىتواند ديدن يك برنامه تلويزيونى، رفتن به مكانى خاص، انجام يك فعاليت مورد علاقه يا حتى خوردن يك خوراكى مورد علاقه باشد؛ مشروط بر اين كه ميزان تعيين شده، مطالعه شده باشد.
12. رنگ كاغذ، رنگ قلم، نحوه نشستن، فاصله چشم با كتاب، نور محيط و ساير شرايط مكانى نيز در كارآيى مطالعه شما كاملاً مؤثرند.
تمركز مطالعه
دكتر خادمى در كتاب «مطالعه روشمند»، نكاتى را براى ايجاد تمركز حواس لازم مىداند كه عبارتند از:
1. علاقه به موضوع مورد مطالعه، يكى از علل مهم ايجاد تمركز و دقت در حين مطالعه است.
2. هماهنگى اراده و تخيل نيز در اين رابطه كارساز است؛ به عبارت ديگر، چشمان فرد بر صفحه كتاب و افكارش در حال پرواز به دور دستها نباشد.
3. برخى مسائل جسمى و روحى نيز مىتوانند تمركز فرد را بر هم بزنند؛ مانند گرسنگى، تشنگى، بيمارى، نگرانى و اضطراب.
4. برخى مسائل محيطى نيز از عوامل برهم زننده تمركزند؛ مانند سروصداى زياد، نور زياد يا كم، لباس نامناسب و... .
آقاى حق جو در كتاب «روشهاى تسريع در خواندن و درك»، چند نكته مهم ديگر را نيز بر اين فهرست مىافزايد كه عبارتند از:
5. يكى از مهمترين عوامل بر هم خوردن تمركز، عجله و شتاب است. اين حالت، سطح مطالعه را كاهش مىدهد و تمركز را بر هم مىزند.
6. يكى از مسائل قابل توجه ديگر، سنگينى معده و سيرى بيش از حد است و به قول حضرت رسول اكرم صلىالله عليه وآله، «پرى معده و سيرى زياد، به وجود آورنده حماقت است». اين، همان خواندن و نفهميدن و به عبارتى، عدم تمركز و عدم ارتباط، با مفهوم كتاب است.
7. انتخاب زمان مناسب، از عوامل ايجاد تمركز است؛ مثلاً پس از استراحت، خصوصاً در صبحگاهان، بهترين حالت تمركز و ساعات خستگى و كسالت، نامناسبترين اوقات، براى تمركزند؛ البته در صبحگاهان، لازم است قدرى ورزش كنيد تا بدن آمادگى لازم را به دست آورد.
8. نظم و انضباط در نوع، ساعت و مكان مطالعه، همگى از عوامل ايجاد كننده تمركز مىباشند.
سرعت مطالعه
1. دكتر فيل ريس پيشنهاد مىكند كه اگر قصد داريد سرعت مطالعه را افزايش دهيد، حتماً ابتدا به فهرست كتاب نظرى دقيق بيندازيد تا نسبت به موضوعات كلى كتاب آگاهى پيدا كنيد.
2. تند خوانى، هميشه مناسب نيست و در مطالبى كه به تعمق و تأمل نياز دارد، اصلاً نبايد به كار گرفته شود.
3. مغز ما هميشه تندتر از بيان ما كلمات را دريافت مىكند؛ براى افزايش سرعت، سعى كنيد عادت بلند خوانى كتاب را ترك كنيد.
4. تمرين كنيد تا به جاى درك لغت به لغت يك جمله، به درك گروهى لغات عادت كنيد.
5. به نظر نويسنده كتاب «تسريع در خواندن و درك»، يكى از عوامل كندخوانى، برگشت است؛ يعنى آن كه فرد مرتب نگاه خود را به خطوط پيشين بر گرداند. اين كار، تمركز فرد را از ميان مىبرد و وقت زيادى را تلف مىكند. هنگام مطالعه، چشم بايد به طور مستقيم و به موازات صفحه حركت كند و از پريدن به سطرهاى بالا و پايين، دورى جويد.
6. كسانى كه با انگشت خط مورد مطالعه را دنبال مىكنند، بايد اين عادت را ترك كنند؛ زيرا در تند خوانى، فقط چشم كار مىكند، نه دست و زبان.
7. نويسنده كتاب «مطالعه روشمند»، بر اين باور است كه حتى تكان دادن سر هنگام مطالعه، از سرعت مطالعه مىكاهد؛ پس بهتر است كه اين گونه بگوييم: در تند خوانى، فقط چشم كار مىكند؛ نه دست، نه زبان و نه سر. براى ديدن همه صفحه كتاب، اصلاً به حركت سر نيازى نيست؛ صفحه، خود در دامنه بينايى قرار دارد.
8. وى از مشكل ديگرى به نام «خالى خوانى» نام مىبرد كه عبارتست از: سرگردانى چشم در حاشيه سفيد كتاب يا لابه لاى خطوط و يا هر قسمت غير مفيد صفحه. اين حالت را ديدن غير مفيد نيز مىگويند و موجب كاهش سرعت مطالعه مىشود.
9. حتى نوع ورق زدن نيز به صرفه جويى در وقت كمك مىكند. ورق زدن درست آن است كه با دست چپ واز گوشه بالايى صفحه صورت گيرد و چند لحظه قبل از پايان صفحه، دست براى ورق زدن آماده باشد. كسانى كه با دست راست و از گوشه پايينى صفحه ورق مىزنند، از سرعت و تمركز خود مىكاهند.
تهیه و تنظیم : گروه همیشه آنلاین
منبع : منابع اینترنتیاين مقاله نكاتي را در مورد روش مطالعهي صحيح به نقل از دانشمندان معتبر بررسي ميكند.
۱- به قول آدريل جانسون، خوب كتاب خواندن را نميتوان از خواص مادرزادي دانست. براي قرائت، بدون شك پرورش خاصي لازم است.
2- بهترين روش كتابخواني در مجموع روشي است كه خواننده در اين كار بتواند زيباييهاي چيزي را كه ميخواند دريابد و به هنگام لزوم معايب آنها را بفهمد و اين البته از راه پرورش و ممارستحاصل ميگردد.
3- در معاني كلماتي كه براي نخستين بار به آنها بر ميخوريد دقت كنيد. بيهوده تصور نكنيد كه سياق مطلب آن معاني را براي ما كشف ميكند. همان زمان بهترين وقتبراي رفتن به سراغ فرهنگ لغت است.
4- اميل فاگه، نويسنده فرانسوي، عقيده دارد كه بايد در خواندن كتاب استقامت داشته باشيم. استقامت لجاجت نيستبلكه نوعي بردباري است كه ذوق ما را ميپرورد و درك ما را عميق ميكند.
۵- مون تني، دانشمند شهير فرانسوي، در باره انتخاب كتاب و روش كتابخواني نظرهايي بسيار بديع و زيبا دارد. يكي از اين عقايد آن است كه براي وصول به عمق معناي يك كتاب خوب بايد آن را دوبار بخوانيم و با آن تماس دائمي داشته باشيم. يك اثر پربها ما را مدتها سعادتمند ميسازد. نميتوانيم با يك بار خواندن به اين درجه از خوشبختي برسيم; هر چند در اين يكبار دقت فوق العاده به كار بريم.
6- همچنين وي معتقد است، اگر بخواهيم از كتابي كه خواندهايم نظر صائبي پيدا كنيم بايد راجع به آن گفت و گو كنيم. كتب خوب باب گفتوگوهاي پرثمر را به روي ما ميگشايند. اين همان چيزي است كه ما آن را مباحثه ميناميم.
7- در كتاب «500 نكته درباره مطالعه» آمده است كه يكي از روشهاي خوب مطالعه استفاده از يادداشتبرداري است. فقط توجه كنيد كه به جاي يادداشت، رونويسي نكنيد! طرحهاي گوناگون بريزيد. نكات مهم يادداشت را برجستهتر بنويسيد. اگر مطلبي را درك نميكنيد، به صورت سؤال يادداشت برداريد.
8- در كتاب «روشهاي تسريع در خواندن و درك» پيشنهاد شده است هنگام مطالعه ابتدا خلاصه مطلب را كه اغلب در ابتداي مقاله يا كتاب آمده است، بخوانيد. سپس عنوانها و فهرست اجمالي كتاب را مطالعه كنيد سپس چند سطر از ابتداي هر عنوان را مطالعه كنيد; زيرا مهمترين مطالب معمولا در همين خطوط اوليه هستند. در نهايتساير توضيحات و تفاسير كتاب را بر اطلاعات خود بيفزاييد.
9- از همان زمان مطالعه، براي به كار بستن آنچه ميآموزيد برنامهريزي كنيد. به قول تولد: «مطالعه و عمل نكردن مانند شخم زدن و بذر نپاشيدن است».
10- بيكن جمله زيبايي در اين باره دارد: «برخي كتب را بايد چشيد، بعضي ديگر را بايد بلعيد و قليلي را هم بايد جويد و هضم كرد!
تهیه و تنظیم : گروه همیشه آنلاین
منبع : منابع اینترنتی
مهندسي معكوس تست هاي كنكور
در اين مقاله ما قصد داريم با استفاده از اصول مهندسي معكوس و استفاده از ابزارهاي قدرتمند آمار و احتمالات و بحث هاي روانشناسي نحوهي كاهش ترديد بين جوابهاي چهارگزينهاي به سهگزينهاي و در نهايت تكگزينهاي و كشف گزينهي صحيح با درصد احتمال صحت بالا را براي شما تشريح كنيم. كارآيي خارقالعادهي اين روشها هنگامي آشكار ميشود كه شما نتايج آن را روي كنكورهاي برگزار شدهي دورههاي قبل تست و ارزيابي كنيد.
در اين مقاله ما قصد داريم با استفاده از اصول مهندسي معكوس و استفاده از ابزارهاي قدرتمند آمار و احتمالات و بحث هاي روانشناسي نحوه كاهش ترديد بين جوابهاي چهار گزينه اي به سه گزينه اي و نهايتا تك گزينه اي و كشف گزينه صحيح با درصد احتمال صحت بالا را براي شما تشريح كنيم. كارآيي خارق العاده اين روشها هنگامي آشكارميشود كه شما نتايج آن را روي كنكورهاي برگزار شده دوره هاي قبل تست و ارزيابي كنيد. با كمي حوصله و پشتكار و دقت متوجه خواهيد شد كه ديگر نيم ساعت آخر جلسات آزمون كنكور سراسري براي شما نيم ساعت نااميدي نيست ، بلكه نيم ساعتي است كهميتواند سرنوشت قبولي شما را به شدت تحت تاثير قرار دهد و جايگاه و رتبه علمي شما را تا حد خارق العاده اي جابجا كند. در زماني كه فقط با زدن دوعدد تست بيشتر دانشگاه محل تحصيل و رشته و مقطع تحصيلي شما تعيينميشود ، بديهي است كه اگر روشي بتواند رسيدن به بيش از ده تست صحيح را تضمين كند، ارزشي هم سنگ طلا خواهد داشت. اين درحالي است كه هيچ كس حاضر نيست كارآيي و اثر بخشي اين روشها را بپذيرد و براساس آنها اقدام به زدن گزينه ها نمايد.
قبل از اينكه وارد بحث اصلي شويم لازم است نخست روي چند نكته اساسي با هم به توافق برسيم. تنها به اين شرط است كه ادامه مطالب زير معنا دارميشود وميتواند منجر به نتيجه گردد:
نكته اساسي 1: روش مهندس معكوس زماني جوابميدهد كه فرد حداقل دانش مهندسي مورد نياز براي تكنولوژي مورد نظر را در اختيار داشته باشد. هر چه دانش فرد از موضوع بيشتر باشد ، احتمال خطاي او كمتر و امكان توفيق او در رسيدن به نتيجه مطلوب بيشترميشود. به همين دليل هر چه دايره اطلاعات درسي شما وسيع تر و تسلط شما به مفاهيم بنيادي دروس بيشتر باشد، ميزان اثر بخشي اين روشها بيشتر است. بنابراين در نظر داشته باشيد كه اين جزوه شبيه اسلحه اي است كه شما هر چه ورزيده تر باشيد بيشتر به كمك شماميآيد و و در كارزارها و ميدان هاي آزمون بيشتر به دردتانميخورد. بنابراين تا آخرين لحظه بايد سعي كنيد بيشترين حجم اطلاعات ممكن رادر ذهن خود جاي دهيد. دربخش مربوط به تند يادگيري در اين رابطه بحث شده است.
نكته اساسي 2: وقتي بحث احتمالات به ميانميآيد هرگز نبايدروي اطلاعات مقطعي و موضعي نتيجه گيري كرد. بلكه بايد ديدي كل نگر داشت و نتيجه نهايي را مد نظر قرار داد. براي مثال وقتيميگوئيم احتمال عبور ماشين هاي قرمزرنگي كه در هر ساعت از خيابان خاصيميگذرند. 30 درصد است. منظور اين نيست كه 30 اتومبيل قرمز رنگ حتما پشت سر هم و به صورت قطاري از اين خيابان عبورميكنند. بلكه منظور اين است كه در هر ساعت از هر صد عدد ماشين ، به احتمال قوي 30 تاي آنها قرمزميباشند. به همين ترتيب وقتي ادعا ميكنيم كه با روش تشريحي در اين جزوه شماميتوانيد نسبت به كسي كه از اين روش هيچ نمي داند، 30 درصد بيشترجواب درست بزنيد، الزاما به اين معنا نيست كه حتما و دقيقا 30 تاي اين تست ها درست و بقيه نادرست خواهند بود. چه بسا تعداد جوابهاي درست شما بيشتر از 30 تا بشود و اين بستگي به دقت و شانس و احتمالات دارد. اما نكته مهم اين است كه شما حتما بيشتر از بقيه امتياز خواهيد آورد و عدد تضميني براي توفيق شما در جوابدهي به اين تست ها (نسبت به فردي كه از آنها بي اطلاع است )حداقل 30 درصد بالاتر است.
نكته اساسي 3: اگر فقط يك روز به آزمون باقي مانده است ، هرگز نگوئيد مطالعه ديگر بي فايده است و شما شانسي براي قبولي در آزمون نداريد. فراموش نكنيد كه اگر قرار باشد همه سوالات درست جواب داده شوند و همه شركت كنندگان زمان كافي براي جوابدهي به سوالات در اختيار داشته باشند ، ديگر كنكور و مبارزه معناي خود را از دستميدهد . در حقيقت بايد زمان كنكور بسيار كمتر از زمان لازم براي پاسخگويي به همه سوالات باشد و سختي و مشكل بودن برخي از سوالات بسيار بيشتر از حدي باشد كه بتوان همه آنها را در مدت تعيين شده جوا ب داد. در حقيقت در آزمون هاي استاندارد همگاني مانند كنكور سراسري ، طراحان سوال سعيميكنند بيشترين تعداد سوالات ممكن را در حداقل زمان ارائه دهند تا مسابقه معناي واقعي خود را پيدا كند. در اين حالت ديگر استفاده از واژه " بي فايده" براي مطالعه بي معناست ، چرا كه حتي يك نيم نگاه به يك صفحه كتابميتواند در رساندن شما به جواب يك تست تعيين كننده باشد.
نكته اساسي 4: ما خيلي وقتها مطالعه نمي كنيم كه چيزي را ياد بگيريم، بلكه بسياري اوقات مطالعهميكنيم تا چيزهايي را فراموش كنيم. به عبارت ديگر شايد مطالعه بيشتر و وقت گذاشتن براي مرور سريع مطالب باعث نشود كه ما مطلب جديدي را ياد نگيريم ، اما لااقل اين فايده را دارد كه به ماميآموزد مطلب و گزينه نادرست كدام است. همچنانكه در ادامه خواهيد ديد ، همين كه شما بدانيد كدام گزينه نادرست استميتواند كمك بسيار زيادي براي رساندن شما به گزينه درست باشد. به اين بيانديشيد كه در بين چهار گزينه ارائه شده فقط يكي از گزينه ها درست است. و سه تاي ديگر نادرستميباشند. شايد تشخيص جواب درست زياد هم ساده نباشد ، اما بسياري اوقات تشخيص جواب نادرست بسيار راحت تر است و شماميتوانيد با استفاده از دانش "نادرست شناسي" به راحتي روي گزينه درست فرود آئيد و آن را در جا و بدون اينكه دليل درستي اش را بدانيد! شكار كنيد. اين در حالي است كه با كمك روشهاي آماري ارائه شده در اين جزوه ، همين دانستن جوابهاي نادرست هم خود يك راهنماي بزرگ براي رساندن شما به گزينه درست محسوبميشود. از اين به بعد هر وقت خواستيد درسي را بخوانيد و وقت كافي براي يادگيري مباحث اصلي در اختيار نداشتيد، بلافاصله ميدان را واگذار نكنيد. به خاطر داشته باشيد كه هدف از مطالعه فقط يادگيري نيست و بسياري اوقات ما مطالعهميكنيم تا افكار و ايده هاي انحرافي و نادرست را فراموش كنيم !
نكته اساسي 5: گول ايده هاي آرماني و صفات توافقي بهترين و بالاترين و باهوش ترين را نخوريد و هرگز تصور نكنيد كه دنيا بر اساس اصل درست و نادرست و يا همه چيز يا هيچ چيز آفريده شده است! به بيان ديگر گمان نكنيد كه براي تسلط به يك كتاب درسي مثلا رياضي يا زيست شناسي يا عربي بايد حتما از اول تا آخر آن را كاملا مسلط باشيد و تمام نكات و جزئيات آن را به طور دقيق مطالعه و تمرين كرده باشيد. بر خلاف ايده هاي آرمان گرايانه و مطلق نگر ، دنيا به جاي تقسيم شدن به درست و نادرست ، از اتفاقاتي پر شده است كه معمولا " كمي درست " و " تا حدودي نادرست " و ….ميباشند. به عبارت ديگر اين تصور كه چون مدرسه خوبي نداشتهايد و يا در زمان دبيرستان خوب درس نخوانده ايد پس نمي توانيد هم پاي شاگردان ممتاز وارد ميدان رقابت شويد و به ناچار بايد ميدان را واگذار كنيد ، تصوري موهومي و باطل است كه اگر همين الآن آن را از مخيله خود خارج نسازيد براي هميشه و در تمام صحنه هاي زندگي شما را وادار به عقب نشيني و زمين گير شدنمينمايد. هميشه با خود بگو ئيد كه شاگردممتازها و محصلين مدارس نمونه اي "كمي تا حدودي بيشتر از شما مسلط"اند و اين مقدارتفاوت نسبي با كمي تلاش و پشتكار از سوي شما به راحتي قابل حصول است.
خوب توجه كنيد كه به هيچ وجه در تله آرمان گرايي و مطلق نگري و طلب همه چيز يا هيچ چيز نيافتيد و بي جهت ميدان مبارزه فعلي را به اميد ميدان مبارزه بعدي و اگذار نكنيد. هر صحنه كارزار و هر كنكوري و هر آزموني را يك چالش جدي براي عرض اندام و ارزيابي خود و توانايي هاي خود تصور كنيد و سعي كنيد حتي پيشرفت هاي كوچك را بها دهيد و براي رسيدن به اين تفاوت هاي به ظاهر ناچيز از تمام وجود خود مايه بگذاريد. بنابراين هر چند مطمئن ايد كه در كنكور امسال امتياز شايسته خود را بدست نخواهيد آورد اما نه الآن و نه در اثناي برگزاري كنكور ميدان را خالي نكنيد و با پررويي و غرور تمام و در كمال اعتماد به نفس براي بدست آوردن حتي يك امتياز مثبت از تمام هوش و دقت و انرژي روحي و جسمي خود كمك بگيريد. فراموش نكنيد كه انسانهاي برتر هميشه با انسان هاي عادي اندكي تفاوت دارند. و همين تفاوت اندك است كه باعثميشود آنها در قياس با افراد عادي جايگاه و رتبه اي عالي و جهش وار بدست آورند.
نكته اساسي 6: اينكه فقط بتوان با يك انبر دست معمولي موتور يك اتومبيل را تعمير كرد و يا فقط با يك فاز متر بتوان يك تلويزيون خراب را تعمير نمود، اين تصوري اشتباه است كه با آن اتومبيل و تلويزيون نمي توان تعمير كرد. به خاطر داشته باشيد كه براي هر كارمهندسي شما به يك "جعبه ابزار" احتياج داريد. و "جعبه ابزار" يك "مهندس معكوس تست هاي استاندارد كنكور" مجموعه اي است از چندين ابزار كليدي كه هر كدام بايد به موقع و د ركنار هم مورد استفاده قرار گيرد. به بيان ساده تر براي رسيدن به جواب گزينه درست در روش مهندسي معكوس (تشريحي در اين جزوه) ، شما بايد ضمن آنكه هنر و مهارت نگريستن به جوابهاي بعدي وقبلي را بلد باشيد، در عين حال بايد بتوانيد گزينه هاي نادرست را حتي الامكان تشخيص دهيد و با كمك روشهاي مختلف از جمله برهان خلف و استقرا و تكنيك هاي روانشناسي و انحرافي مورد استفاده طراحان ، گزينه هاي ترديدي را از چهار گزينه به سه گزينه يا در صورت امكان به دو گزينه كاهش دهيد. همزمان با آن بايد به تكنيك هاي شناسايي گزينه هاي متضاد و مشابه و نيز تكنيك هاي شناسايي گزينه هاي انحرافي مسلط باشيد. در عين حال بايد سعي كنيد به جاي صرف وقت براي علامت زني بي هدف گزينه ها فقط بر مبناي احتمال و حدس ، ابتدا به صورت يورشي و تهاجمي به شكار گزينه هاي ساده در كل سوالات برويد و اين شكارهاي پر ارزش و در عين حال ساده و سهل الوصول را بي جهت از دست ندهيد. بايد اين نكته را در نظر داشته باشيد كه داشتن اين جعبه ابزار جديد باعث نمي شود كه شمافرصت هاي راحت را از دست بدهيد. به خاطر داشته باشيد كه كارآيي اين جعبه ابزار عملا آخر كار ظاهرميشود. يعني لحظه اي كه شما ديگر از رسيدن به جواب درست در زمان باقيمانده نااميد شده ايد و تصميم گرفته ايد كه به جاي واگذار كردن ميدان و علامت نزدن جوابهاي ترديدي به هر قيمتي كه هست از اين گزينه ها امتياز بگيريد. به هيچ وجه از همان ابتداي كار از اين جعبه ابزار استفاده نكنيد و بدون مطالعه به سراغ روشهاي احتمالاتي نرويد. به ياد داشته باشيد كه كم نيستند تعداد انسان هاي عادي هم سطح شما كه فاقد اين جعبه ابزار معجزه آفرين اند و در نتيجه لااقل به جوابهاي ساده هر درس كه هميشه در هر درسي تعدادي از آنها وجود دارد جواب درست داده اند. استفاده تلفيقي از ابزارهاي ارائه شده در اين جزوه در زمان درست و با ريسك پذيري حساب شدهميتواند افزايش خارق العاده امتيازات شما را تضمين كند. و برعكس اميد بستن بي دليل و بيش از حد به اين روشها بدون رساندن خود به شرايط اوليهميتواند شما را حداكثر در همان جايي كه همين الآن هستيد، قرار دهد!
نكته اساسي7:سر جلسات امتحان و اصولا در تمام صحنه هاي بحراني زندگي (چه شغلي و چه تحصيلي ) اين ضمير ناخودآگاه انسان است كه كنترل اوضاع را در دستميگيرد. براي بدست آوردن حداكثر بهره وري كافي است به اين سيستم اعتماد كنيد.به عبارت روشن تر سر جلسه آزمون اين شما نيستيد كه امتحانميدهيد ، بلكه اين سيستم حافظه و سيستم روحي و جسمي شماست كه در صورت هماهنگ بودن عمليات تست زني و جوابدهي سوالات را راهبريميكند. شما بايد از هر نوع اعمال فشار روي فكر و ذهن خود هنگام امتحان دادن پرهيز كنيد و به جاي مضطرب و دستپاچه شدن ، بايد به ضمير و جسم و ذهن خود اعتماد كنيد و اجازه دهيد ضمير آنچه را كه در خود دارد را به صورتي كه صلاحميداند روي كاغذ بياورد. فراموش نكنيد كه شما قبلا بسياري از مباحث مطرح در سر جلسه كنكور را در ايام دبيرستان و پيش دانشگاهي خوانده ايد. سر جلسه آزمون كافي است با آرام سازي روح و جسم خود و اعتماد به نفس و ضميرو توانايي هاي خود به اين سيستم حافظه و ذهن خود فرصت دهيد تا كار خود را انجام دهد. نظام هاي يادگيري و يادسپاري و يادآوري انسان يك نظام عجيب و خارق العاده است كه توانايي هايش حد و مرزي ندارد. اگر شخص بتواند به هماهنگي و آرامش لازم برسدميتواند در عرض فقط يك شبانه روز تمام خاطرات ايام دبستان وتمام درس هايي را كه در كل عمر خوانده را به ياد آورد ! فردميتواند به جاي خواندن 250 كلمه در دقيقه متعارف سرعت خواندن خود را تا 24000 كلمه در دقيقه افزايش دهد! و كاري را كه بقيه در طي دو سال انجامميدهند را در عرض چند روز انجام دهد. تنها كافي است دست از سر ضمير ناخودآگاه خود برداريد و به جاي شك كردن در توانايي هاي حافظه و سيستم يادگيري و يادآوري و ياد سپاري خود ، به آنها اعتماد كنيد و فقط تاميتوانيد با مرور و تند خواني و تند يادگيري سعي كنيد بيشترين حجم اطلاعات ممكن را وارد ضمير خود سازيد.
نكته اساسي8: همه آنها كه شب هاي امتحان ناگهان غيرتي شده اندو تا آخرين لحظه دست از مطالعه و تلاش برنداشته اند، به خوبيميدانند كه در ساعات آخر نزديك به امتحان ، ناگهان كارآيي آنها به حد خارق العاده اي بالا رفته است و درسي را كه در طول يك ترم به زحمت يادميگرفتند را يكشبه كاملا مسلط شده اند. اما جالب ترين نكته اين است كه همه اشخاصي كه با جديت و پشتكار و اطمينان و اميد خود را براي امتحان آمادهميكنند، از يك جور نيروي الهام و استعداد دروني بهره مندميشوند كه با كمك آنميتوانند با اطميناني دروني سوالات امتحان را حدس بزنند. اين مساله براي بسياري از افرادي كه وارد ميدان عمل نمي شوند قابل هضم نيست و يك جور باور خرافي محسوبميشود، اما آنها كه در عمل جنگاور بوده اند و به توانايي هاي خود شك نكرده اند، خوبميدانند كه اين نيروي الهام چيست و تا چه اندازه قوي و قدرتمند است . هر چند عجيب و باور نكردني به نظرميرسد ، ولي وقتي شما در زندگي به طور جدي تصميم خود براي جنگيدن ميگيريد و حاضرميشويد با تمام وجود براي رسيدن به يك هدف تلاش كنيد، ناگهان نيروهايي غيبي در كنار شما قرارميگيرند و استعدادها و توانمندي هاي شما را چند صد برابرميكنند. حضور اين نيروهاي غيبي فقط توسط خود شخص حسميشوند و بقيه كه بيرون وجود شخص قرار دارند گمانميكنندكه اين خود فرد است كه اين توانايي ها را داراميباشد. بنا براين به كساني كه اين نيروهاي غيبي را انكارميكنند ، اصلا توجهي نكنيد. با گرفتن يك تصميم جدي و ابلاغ اين تصميم به كل وجود خويش ناگهان حضور اين نيروهاي غيبي را دركنار خود حس خواهيد كرد و در خواهيد يافت كه به كمك اين نيروها قدرت انجام هر معجزه اي را داراميباشيد.
نكته اساسي9: مطالب اين جزوه را نمي توانيد در كتابهاي ديگر پيدا كنيد. و درست به همين خاطر است كه بايد تك تك نكات آن را به طور دقيق مطالعه و اجرا كنيد. به خاطر داشته باشيد كه يادگيري انسان وقتي متوقفميشود كه فرد احساس دانستن كند . دانستن به صورت يك فيلتر مانع از آنميشود كه اطلاعات و ايده هاي جديد وارد ذهن و ضمير ما شود. و ما در درون پوسته اي دانش خود زندانيميشويم. اين جزوه را تا به آخر بخوانيد و آن را در زندگي و از همه مهم تر در آزمون هاي تحصيلي و به خصوص در امتحان كنكور پياده و اجرا كنيد. به سرعت در خواهيد يافت كه مشكل اصلي ناتواني تحصيلي افراد در وجود خود آنهاست و آنچه در حال حاضر تحت عنوان مطالب درسي در اختيار نسل بشر قرارميگيرد و يادگيري آنها به ظاهر مشكل است، بسيار كمتر از حد توانايي يادگيري كندذهن ترين انسان روي زمين است.
اگر شما طراح سوال بوديد!
آيا تا به حال به اين موضوع فكر كرده ايد كه اگر شما طراح سوالات كنكور بوديد، سوالات را چگونه طراحيميكرديد!؟ آياميدانيد كه طراحان سوالات آزمون هاي سراسري و همگاني براي اينكه امكان ورود و امتياز گيري شانسي را به حداقل برسانند ، مجبورند از يك سري قوانين و قواعد ثابت و مشخص تبعيت كنند و حق ندارند هر جور دلشان خواست سوال طرح كنند و هر جور دلشان خواست سوالات را بين گزينه هاي الف و ب و ج و د توزيع كنند؟ بديهي است كه اگر شما اين قوانين را بدانيد به پنجره و ديدگاه طراح سوال نزديك ترميشويد و بهترميتوانيد حركات و حقه هاي او را حدس بزنيد و از اين طريق گزينه هاي درست و نادرست را از يكديگر تشخيص دهيد. بيائيد با هم اين قوانين و قواعد اجباري را مرور كنيم:
قاعده اول :طراحان سوالات كنكور هاي همگاني ملزمميباشند كه پاسخ ها را به طور يكسان بين گزينه هاي الف و ب وج ود توزيع كنند و حق ندارند سنگيني پاسخ ها را روي يك گزينه خاص بياندازند و يا سنگيني را از يك گزينه خاص بيش از حد دور كنند.
فرض كنيد در امتحان كنكور يكصد سوال وجود دارد . بديهي است كه جواب اين سوالات بايد بين چهار گزينه الف و ب و ج و د توزيع شود. با توجه به اينكه به ازاي هر سه پاسخ نادرست يكي از پاسخ هاي درست حذفميشود ، پس طراح سوال حق ندارد روي يكي از گزينه ها مثلا ( گزينه ج) بيشتر تمركز كند و جوابهاي بيشتري را روي گزينه ج قرار دهد. چرا كه اگر چنين كند. يكي از داوطلبان زيركميتواند با درك سريع اين موضوع از روي تصوير گرافيكي پاسخنامه فورا كليد را كشف كند و با علامت زدن همه جوابهاي ج بدون اينكه جواب را بداند امتياز بگيرد!
طراح سوال مجبور است براي خلاصي از دردسرهاي بعدي جواب صد سوال كنكور را بين گزينه هاي الف و ب و ج ود به تساوي تقسيم كند. براي اينكه اين حقيقت را شخصا كشف كنيد، كافي است پاسخنامه سوالات كنكورهاي چند سال اخير را مورد بررسي قرار دهيد و در هر پاسخنامه تعداد گزينه هاي الف را بشماريد و اين عدد را به كل تعداد سوالات تقسيم كنيد . به عددي حدود 25 درصد دست خواهيد يافت.عين همين واقعيت براي گزينه هاي ب و ج ود نيز صادقميباشد. به عبارتي اگر يك داوطلب همينطور الله بختكي تمام گزينه هاي الف كنكور را بزند. نهايتا موفقميشود 25 درصد نمره را بياورد اما در عين حال 75 درصد جوابها را غلطميزند كه چون به ازاي هر سه جواب غلط يك جواب درست صفرميشود پس نهايتا امتياز اين فرد چيزي در حدود صفر خواهد بود.
حال بيائيد از منظري ديگر به اين قاعده نگاه كنيم: حالت ايده آلي را در نظر بگيريد كه داوطلب به دليل تسلط علمي موفق شده است 75 سوال را جواب دهد و بعد در كمال تعجب دريافته است كه جواب اين 75 سوال همگي بين گزينه هايالف و ب و ج بوده است. به نظر شما او اگر فرصت و دانش كافي براي جوابدهي به بقيه سوالات را نداشته باشد،و تنها ده دقيقه به پايان وقت آزمون باقي مانده باشد ، آيا بهتر نيست كه بقيه سوالات را از ترس نمره منفي همينطوري به حال خود رها نكند؟! و هر چه گزينه "د" است را علامت بزند؟!
فراموش نكنيد كه طبق قاعده حفظ تعادل گزينه ها و نكشاندن مركز ثقل جوابها روي يك گزينه خاص ، طراح سوال مجبور است 25 درصد پاسخ ها را هم از بين گزينه هاي "د" انتخاب كند و چون تا اين لحظه گزينههاي "د" انتخاب نشده اند پس به احتمال بالاي 90 درصد انتخاب گزينه هاي "د"ميتواند امتياز بسيار زيادي براي شخص به همراه داشته باشد. در حالت ايده آل اين امتياز 25 است .
تعدادي از تكنيك هايي كه در رساندن شما به گزينه درست ميتواند بسيار كمك كند در زير آمده است:
شك بين دو گزينه: اگر در تستي بين دو گزينه شك كرديد، حتما از خير آن تست نگذريد. حني اگر با روش مهندسي معكوس مبتني بر توزيع نرمال هم نتوانستيد از روي پاسخ هاي طرفين گزينه درست را حدس بزنيد، بازهم از خير تست هاي دو گزينه ترديدي به راحتي نگذريد. دليل آن هم بسيار راحت است:"احتمال درست بودن يكي از گزينه ها بر اساس احتمالات 50 درصد است." فرض كنيد در كل سوالات كنكور ، 20 سوال داراي چنين حالتي باشد. دو داوطلب را در نظر بگيريد. داوطلب اول به هيچ كدام از اين 20 تست پاسخ نمي دهد، در نتيجه نمره او براي اين 20 سوال صفر درصد خواهد بود.
فرد دوم ، اما به همه اين سوالات با شك و ترديد جوابميدهد. بر طبق قانون احتمالات از اين 20 تست ، ده تا درست و ده تا غلط خواهند بود. پس نمره داوطلب با فرض سه امتياز منفي مساوي يك امتياز مثبت برابر است با: درصد 33=3*20: 10-(3*10). يعني نمره فرد براي اين 20 تست ، 33 درصد خواهد بود و اين در مقايسه با نمره فرد اول ، يعني صفردرصد، نمره بالا و سرنوشت سازي است.
هماهنگي جواب سوال با خود سوال از لحاظ دستوري: پاسخ هايي كه از نظر قواعد دستوري ، باسوال هماهنگي ندارند، غالبا(به احتمال 90 درصد) غلط هستند. مثلا صورت مساله به صورت جاي خالي است و از شما خواستهميشود ، جاهاي خالي را با جواب درست پركنيد و يكي از گزينه ها اصلا مناسب آن جاي خالي نيست.چرا كه از لحاظ گرامري جايش آنجا نيست.
وجود دو گزينه متناقض در يك تست: اگر در تستي دو گزينه كاملا متناقض وجود داشته باشند، به احتمال 80 درصد جواب يكي از اين دو گزينه است. و نيازي نيست كه روي دو گزينه ديگر وقت بگذاريد.
وجود دو گزينه مشابه در يك تست: اگر دو گزينه يك تست كاملا مشابه هم باشند، و يا هر دو يك معنا را برسانند، به احتمال 100 درصد هيچ كدام جواب تست نخواهند بود.چرا كه يك تست، يك جو.اب بيشتر ندارد.
حساس بودن به خطاي چشمي هنگام مطالعه گزينه ها: 2 و 3 در فارسي خيلي به هم شبيه هستند. بسياري از طراحان سعيميكنند با تزريق پاسخ هاي شبيه از لحاظ شكل ظاهر كاري كنند تا داوطلب عجول گول بخورد و جواب صحيح را نبيند. به جملات و فعل هاي منفي و مثبت و علائم و شكل اعداد خوب دقت كنيد. به احتمال 70 درصد گزينه درست معمولا در لابلاي جوابهاي از لحاظ شكلي شبيه هم ميباشند.
تست هاي جستجو كردني: در اين تست ها لازمه يافتن جواب اين است كه هر 4 گزينه را جستجو كرده و جو اب صحيح را پيدا كنيم. در چنين تست هايي سعي كنيد كه براي جستجو هميشه از گزينه ج و د شروع كنيد چرا كه معمولا يكي از اين دو گزينه صحيحميباشد. همچنين مواظب باشيد كه انتخاب گزينه الف به عنوان جواب درست بايد با وسواس و احتياط زياد و بعد از اينكه مطمئن شديد گزينه هاي ب و ج و د درست نيستند صورت گيرد. همچنين سعي كنيد كه از گزينه هاي طولاني فرار نكنيد. گزينه اي كه بررسي آن به ظاهر مشكل تر است خيلي اوقات در تست هاي جستجو كردني همان گزينه جواب است.
عدم نياز به دانستن همه مطالب يك تست: براي پاسخ دادن به بعضي از تست ها ، نياز به دانستن همه مطالب مورد نظر طراح نيست. و فقط با دانستن بخشي از تستميتوانيد گزينه هاي نادرست را از درست جدا و خود را به جواب صحيح برسانيد.
عدم نياز به حل طولاني: معمولا سوالات كنكور در دروس فيزيك و شيمي و رياضي كه به صورت مسالهميباشند، راه حل هاي طولاني ندارندو عمدتا يك يا دو نكته خاص مورد نظر طراحميباشند. بنابراين هنگام حل اين تست ها اگر ديديد كه به محاسبات طولاني و استفاده از فرمولهاي زياد نياز است، بلافاصله بفهميد كه ازنكته مورد نظر طراح دور افتاده ايد و يا در جايي اشتباه كرده ايد.
عدم احاله جواب به بعد: وقتي روي يك تست انرژي گذاشتيد و براي يافتن جواب فكر كرديد و نهايتا به دو گزينه ترديدي رسيديد . با خود نگوئيد كه بعدا اگر به سراغ آن بيائيد شايد راه بهتري به ذهنتان برسد. بلافاصله جواب را همان موقع انتخاب كرده و به احساس اوليه خود در مورد جواب عمل كنيد. رد شدن از تست و بازگشت دوباره مستلزم صرف وقت اضافي و بررسي دوباره تست است،بدون اينكه اطلاعات اضافه تري به شما بدهد و يا شك شما را برطرف سازد.
قيدهاي تاكيد و نفي بيانگر جواب غلط اند: گزينه هايي كه داراي لغاتي مانند هميشه ، هرگز ، حتما و از اين قبيل هستند، اصولا صحيح نمي باشند. در حالي كه گزينه هايي داراي كلماتي مانند ممكن است ، احتمالا و مانند اينها ، معمولا صحيحميباشند.
تست جواب هاي محاسباتي : بعضي اوقات از شما خواستهميشود درستي يك جواب را در چهار فرمول داده شده چك كنيد. به جاي حل كامل محاسبه جواب كافي است ، جواب داده شده را در فرمول قرار داده و ببينيد آيا تساوي داده شده برقرارميشود يا خير. در اين موارد بهتر است ابتدا با گزينه هاي ج و د شروع كنيد.
چند توصيه:
تغيير فضاي فكري هنگام قفل كردن روي چند تست پياپي: اگر هنگام حل چند تست پياپي چيزي به ذهنتان نرسيد. سريعا متوقف شويد و با تنفس عميق و تمرينات تن آرامي و در صورت امكان خوردن كيك و بيسكويت و كشمش و تنقلات دقيقه اي استراحت سعي كنيد. به مغز خود اكسيژن و به بدن خود قند كافي برسانيد.
اولويت بندي دروس اختصاصي: بعد از اينكه تمام سوالات ساده همه درس ها را جواب داديد و مطمئن شديد كه ديگر سوال ساده اي براي جواب دادن وجود ندارد و قبل از اينكه به سراغ روش مهندسي معكوس برويد. مدت مشخصي را بسته به زمان باقيمانده (مثلا نيم ساعت) را براي درسهاي با ضريب بالاتر (درس هاي ضريب 4 كنار بگذاريد ) و سعي كنيد سوالات بيشتري از آن درس ها را تا حد امكان جواب دهيد.
درس هاي با انحراف معيار منفي بالا: درس هايي كه خيلي ها از آنها بيزارند و اصلا در كنكور به آنها اعتنايي نمي كنند.ميتوانند براي شما الهه شانس باشند. مثلا در رشته انساني داوطلبان از تست هاي رياضي بيزارند. در رشته تجربي درس هاي رياضي و فيزيك كمتر طرفدار دارد. در رشته رياضي نيز درس شيمي دچار نفرت شده است. حال آنكه ارزش واقعي يك تست از يك درس مشخص بعد از كنكور مشخصميشود. يعني زماني كه معلوم شود چند نفر به اين درس پاسخگو بوده اند. به عبارتي امتياز سوالات درسي كه عده كمي به آن پاسخ صحيح داده اند، مانند رياضي در رشته تجربي و يا شيمي در رشته رياضي و فيزيك به مراتب ارزش بالاتري از سوالات درسي دارد كه عده زيادي به آن پاسخميگويند و اينكه بگوييم در رشته تجربي فيزيك ضريب 2 دارد و رياضيات هم ضريب 2، پس ارزش تستي اين دو درس با هم برابر است كاملا غلط ميباشد.
تهیه و تنظیم همیشه آنلاین
منبع : برگرفته از منابع اینترنتی
www.shamisapsy.ir
براي خواندن و يادگيري به روش علمي،
روانشناسان يادگيري سيستمهاي مختلفي را ارئه يه دادهاند. از جمله PQ6R
و PQRSTC. مراحل سيستم PQRSTC تا حدودي شبيه به سيستم PQ6R است. اما با
اين وجود، بهطور مختصر به توضيح مراحل اين سيستم ميپردازيم:
پيشمطالعه (preview. P)
هدف از انجام مرحلة
پيشمطالعه، آشنا شدن با كتابي است كه ميخواهيد مطالعه كنيد. اگر كتاب
مورد نظر، جديد باشد و براي اولين بار، قصد مطالعه آن را داشته باشيد،
لازم است كه ابتدا با مشخصات كتاب و موضوع آن، تا حدودي آشنا شويد. منظور
از مشخصات كتاب، نام آن، نام نويسنده و مترجم، تاريخ نشر، نوبت چاپ و
مانند اينهاست. كسب چنين اطلاعاتي شايد در مورد يك كتاب درسي دبيرستان،
چندان مهم نباشد (زيرا كتابهاي درسي مدرسه، توسط دانشآموزان انتخاب
نميشود). اما براي يك دانشجو و يا كسي كه مطالعة آزاد دارد، دانستن چنين
اطلاعاتي بسيار ضروري و بااهميت است.
در اين مرحله، لازم است كه هدف
خود را از مطالعه، كتاب بدانيد. هدف از مطالعه ميتواند كسب يك سري
اطلاعات عمومي، آماده شدن براي يك امتحان پايان دوره تحصيلي، آمادگي براي
كنكور و اهداف مشابه باشد. كه بهطور طبيعي آماده شدن براي هر نوع از اين
امتحانها و مطالعه در جهت هر يك از اين اهداف، سرعتهاي مطالعة متفاوت و
تأكيد بر روي قسمتهاي مختلف موضوع را ميطلبد.
تعيين هدف از مطالعه:
به شما كمك ميكند تا مطالعة خود را با سرعت مناسب انجام دهيد و با توجه
به هدف، به نكاتي خاص در حين مطالعه توجه داشته باشيد (به عنوان مثال، يك
داوطلب كنكور بايد به همه جزئيات توجه داشته باشد، ولي مطالعه با هدف
افزايش اطلاعات عمومي، نياز به حفظ كردن همه جزئيات ندارد).
علاوه بر
دو مورد قبل، در مرحلة پيش از مطالعه بايد با سبك نگارش كتاب نيز آشنا
شويد. ممكن است كتابي كه قصد مطالعه آن را داريد، موضوع بسيار سادهاي را
با زباني بسيار پيچيده و سنگين شرح دهد و يا يك موضوع خيلي پيچيده را خيلي
ساده بيان كند. به علاوه بسياري از كتابها، براي تفهيم بهتر مطالب و جلب
توجه مطالعه كننده به بعضي نكات خاص، از شكل و تصوير، جدول و نمودار،
پرسش، تمرين، خلاصه، جملاتي از بزرگان، آيات و احاديث (بسته به نوع كتاب)
استفاده ميكنند كه توجه به اين بخشهاي كتاب در مرحلة پيشمطالعه، ضروري
است، زيرا چنين مواردي، كار مطالعه را آسانتر ميكنند. بنابراين در مرحلة
پيش مطالعه كتاب را بررسي كنيد و ببينيد كه آيا كتاب شما، از چنين تدابيري
براي سادهتر كردن مطلب استفاده كرده است يا خير؟ سپس با بررسي فهرست كتاب
مشخص كنيد كه كتاب مورد نظر از چند بخش تشكيل شده، چند صفحه دارد. عناوين
بخشها را بخوانيد و به اين موضوع فكر كنيد كه نويسنده كتاب در مجموع قصد
دارد چه موضوعاتي را به شما معرفي كند. براي مثال اگر كتاب شما يك كتاب
زيستشناسي است، انجام مرحلة پيشمطالعه به شما كمك خواهد كرد كه بدانيد
موضوع كتاب چيست و اين موضوع، در چند بخش و تحت چه عناويني بررسي ميشود
(مثلاً دستگاههاي بدن انسان، موضوع كتاب است و در 5 بخش بررسي ميشود.
اين 5، بخش عبارتند از: دستگاه عصبي، دستگاه گوارش و...) ببينيد كل كتاب،
چند صفحه دارد و آيا تصاوير و شكلهاي متعددي در آن گنجانده شده است؟
پس
از دريافت چنين اطلاعاتي يك فصل از كتاب را براي مطالعه انتخاب كنيد (اين
انتخاب، قاعدتاً بايد فصل اول كتاب باشد، مگر آنكه تنها قصد مطالعه يك فصل
خاص را داشته باشيد).
فصل مورد نظر را بررسي كنيد و ببينيد كه چند صفحه دارد (براي تخمين زمان مورد نياز مطالعه) و عنوانهاي كوچكتر آن چيست؟
اگر
مقدمه يا خلاصهاي در ابتدا يا انتهاي فصل وجود دارد آن را حتماً بخوانيد.
مقدمه يا خلاصه، شما را با موضوع فصل آشنا ميكند. همچنين صورت پرسشنامه و
تمرينها را هم مطالعه كنيد (هدف جواب دادن آنها نيست. وقتي هنوز خود مطلب
را مطالعه نكردهايد، نميتوانيد به پرسشها و تمرينها پاسخ دهيد.) بلكه
هدف، آشنايي اوليه با كتاب است. شكلها، عكسها، نمودارها و جدولهاي
موجود در بخش مورد نظر را بيابيد و به آنها توجه كنيد.
اگر كتابي كه
مطالعه ميكنيد، جديد نيست و قبلاً هم آن را مطالعه كردهايد، نيازي به
آشنا شدن با مشخصات كلي كتاب نيست. اما آشنا شدن با فصل مورد مطالعه، حتي
اگر بخواهيد براي دهمين بار آن را بخوانيد، لازم و ضروري است.
در پايان مرحلة پيشمطالعه، شما بايد جواب چند سؤال را براي خود مشخص كرده باشيد.
اين چند سؤال عبارتند از:
1. چه ميخواهم بخوانم؟ (موضوع كتاب و فصل مورد مطالعه چيست؟)
2. چرا ميخواهم بخوانم؟ (هدف از مطالعه چيست؟)
3. چقدر ميخواهم بخوانم؟ (مقدار مطلب، چقدر است و اين مقدار چقدر زمان نياز دارد؟)
نكته:
اگرچه توضيح در مورد پيشمطالعه تا حدودي طولاني است، اما اجراي عملي آن
نبايد زمان زيادي بگيرد. كافي است روي جلد كتاب، صفحه اول (شناسنامه كتاب)
و فهرست آن را بخوانيد و يكبار، كل كتاب و فصل مورد مطالعه را ورق بزنيد.
بهراحتي پاسخ سه سؤال فوق را خواهيد يافت.
سؤالگذاري (Question. Q)
پس
از انجام مرحلة اول و آشنايي نسبي با موضوع مورد مطالعه، در مرحلة دوم،
سؤالاتي را كه در رابطه با آن موضوع، به ذهنتان ميرسد، يادداشت كنيد.
آشنايي با موضوع در مرحلة اول، قطعاً شما را كنجكاو كرده است كه اطلاعاتي
بيشتر راجع به آن كسب كنيد. به عنوان مثال، اگر كتاب مورد مطالعه شما
درباره زندگي ابنسينا باشد، آنگاه ممكن است دلتان بخواهد بدانيد كه اسم
اصلي بوعليسينا چه بوده است؟ نام پدرش چه بوده؟ زادگاه او در كجا بوده،
چند سال زندگي كرده، چه كتابهايي نوشته است و... اين قبيل سؤالها مانند
سؤالهاي يك طفل كنجكاوست كه هيچچيز نميداند اما مرتب ميپرسد و از طريق
پرسشهاي خود مرتب ميآموزد.
اغلب دانشآموزان، تنها با سؤال پس از
مطالعه آشنا هستند. هنگامي كه مطلب را خوب مطالعه كردهاند، سؤالهاي كتاب
و يا معلم را پاسخ ميدهند و خود را امتحان ميكنند.
اما مرحلة سؤالگذاري در حالي است كه شما هنوز مطلب را نخواندهايد و تنها ميدانيد موضوع آن چيست و در چه مورد است.
چنين
سؤالهايي با اين هدف مطرح ميشود كه حس كنجكاوي شما را تحريك نموده موجب
ميشوند كه در مرحلة بعد كه قصد مطالعه متن اصلي كتاب را داريد به دنبال
پاسخ سؤالهايتان باشيد و از اين طريق به هنگام مطالعه، تمركز حواس بهتري
داشته باشيد.
بنابراين، در مرحلة دوم حداقل 5 سؤال در رابطه با موضوع
بنويسيد (پاسخ اين سؤالها ممكن است در كتاب باشد يا نباشد. اين مهم نيست.
مهم آن است كه شما به دنبال پاسخ باشيد). اين سؤالها، ممكن است سؤالهايي
باشند كه از كنجكاوي شما سرچشمه گرفته يا با توجه به عناوين كتاب و
پرسشهاي آن انتخاب شدهاند.
نكته: دو مرحلة اول و دوم، با هدف آشنايي با مطلب و ايجاد كنجكاوي علاقه و تمركز حواس در مطالعهكننده انجام ميشوند.
خواندن و يادداشتبرداري (Read and Record. R)
پس
از انجام دو مرحلة اول و دوم، تمركز حواس مناسبي خواهيد داشت تا مطالعه
متن اصلي كتاب و فصل مورد نظر را شروع كنيد. در اين مرحله، از ابتداي فصل
مورد نظر شروع به مطالعه نماييد و در حين مطالعه به چند نكته، توجه داشته
باشيد.
نخست اينكه سرعت مطالعهاي مناسب با توجه به هدف خود از مطالعه
و نوع متن انتخاب كنيد. سعي كنيد كه با حداكثر سرعتي كه مطلب را درك
ميكنيد بخوانيد نه با حداقل آن. اين مطالعه را با هدف دريافت كليات مطلب
و چارچوب اصلي موضوع، انجام دهيد و خود را خيلي درگير جزئياتي مانند اسامي
و تاريخها ننماييد. فرمولها و رابطهها را بفهميد، ولي حفظ آنها را به
مراحل بعد واگذار كنيد.
دوم اينكه در حين مطالعه هر جا نكتة مهمي را
فهميديد، بلافاصله آن را يادداشت كنيد. از يادداشت كردن موارد كماهميت،
بپرهيزيد و يادداشت كردن را به تعويق نيندازيد (بلافاصله يادداشت كنيد).
يادداشتهاي
شما، بايد تا حد امكان خلاصه و كليدي باشند. به همين جهت در حين
يادداشتبرداري مدام از خود بپرسيد كه آيا اين مطلب، مهم است يا كماهميت؟
چگونه ميتوانم آن را خلاصهتر بنويسم؟ آيا نوشتن اين نكته ضروري است و
اگر آن را ننويسم فراموش نميكنم؟ يادداشت كردن مطلب، بايد حتماً به صورت
كلمات كليدي باشد. هرگز مطالب مهم را جملهوار يادداشت نكنيد. همانگونه
كه به هنگام كار با كامپيوتر يك رمز كوتاه و مختصر به آن ميدهيد و آن،
اطلاعات زيادي را به شما پس ميدهد، كلمات كليدي هم، بايد به همين ترتيب
عمل كنند، مختصر باشند و در عين حال مهمترين و اصليترين كلمات متن باشند
كه مفهوم اصلي مطلب را به دوش ميكشند.
همچنين كلمات كليدي بايد
بتوانند در به خاطر آوردن مفهوم اصلي مطلب، به شما كمك كنند. يعني ديدن
آنها، مفهوم مطلب (منظور عين مطلب به صورت كلمه به كلمه نيست) را به خاطر
شما بياورد.
نكتة سوم كه در حين خواندن متن بايد به آن توجه داشته
باشيد آن است كه چنانچه قسمتي از مطلب نامفهوم بود و نتوانستيد آن را درك
كنيد، بلافاصله دوبارهخواني نكنيد. كمي مطالعه را ادامه بدهيد، به احتمال
زياد ادامه مطلب را خواهيد فهميد. آنچه نفهميدهايد يا مهم است و يا
كماهميت. اگر مهم باشد حتماً در ادامة مطلب نيز بررسي و تشريح خواهد شد و
نيازي به برگشتن روي آن و خواندن دوباره آن نيست و اگر كماهميت باشد واضح
است كه نيازي به دوبارهخواني ندارد. با اين وجود، در كنار چنين مطلبي
علامت سؤال بگذاريد كه در مراحل بعدي دوباره آن را بخوانيد (دوبارهخواني
سريع و بلافاصله از آن جهت نهي ميشود كه سرعت مطالعه شما را كاهش ميدهد
و سررشته مطلب را از دستتان خارج ميكند و به اين ترتيب تمركز حواس شما به
هم ميخورد).
تنها در يك صورت مجاز هستيد كه مطلبي را در همين مرحله،
دوباره بخوانيد و آن زماني است كه نفهميدن يك قسمت از موضوع موجب كاهش يا
عدم درك شما از قسمتهاي بعدي ميشود. در چنين وضعيتي به عقب برگرديد و
آنچه را كه نفهميدهايد، دوباره بخوانيد.
تفكر و به خود پس دادن (Self – recitation. S)
در
اين مرحله، دربارة آنچه خواندهايد يا يادداشت كردهايد، عميقاً بينديشيد.
به كلمات كليدي كه يادداشت كردهايد، نگاه كنيد و سعي كنيد مطالب خوانده
شده را به كمك آنها به خاطر بياوريد. به روابط بين نكات مختلف و نتيجه كلي
حاصل از موضوع فكر كنيد. تا حد امكان سعي كنيد كه يك تصوير واضح و روشن از
مطالبي كه خواندهايد در ذهن خود بيافرينيد. هر چقدر مدت زمان بيشتري به
اين مرحله اختصاص دهيد، يادگيري خود را عميقتر ساختهايد.
چنانچه
مطلبي هنوز برايتان گنگ است، دوباره آن را بخوانيد. توجه بيشتر، داشته
باشيد تا اينبار آن را بفهميد. اگر نكتهاي مهم در اين قسمت، وجود دارد
آن را يادداشت كنيد. كلمات كليدي خود را تكميل كنيد و آنها را در يك طرح
شبكهاي مغز جا دهيد. هر طرح شبكهاي مغز يك مركز دارد كه در اين مركز،
موضوع اصلي بحث را يادداشت ميكنيد. به عنوان مثال اگر تاريخ ميخوانيد و
موضوع درس، پادشاهي آقامحمدخان قاجار است، در مركز طرح شبكهاي، نام
آقامحمدخان را بنويسيد.
بهعلاوه، هر طرح شبكهاي تعدادي شاخه نيز
دارد كه نكات اصلي و فرعي مربوط به مطلب، در آن نوشته ميشود. نكات اصلي
بهطور مستقيم به مركز طرح، وصل ميشوند. ولي نكات فرعي ارتباط مستقيم
ندارند و از طريق يك نكتة اصلي به مركز طرح مرتبط ميشوند.
به موارد زير در كشيدن طرح شبكهاي مغز توجه كنيد:
ـ
طرحهايتان را منظم بكشيد. هميشه اولين نكته را از يكجا شروع كنيد و
نكات اصلي را در كادر قرار دهيد. منظم بودن طرحها، مرور آنها را سادهتر
ميكند.
ـ از رنگهاي مختلف در نوشتن نكات بااهميت و يا نكاتي كه بيشتر احتمال فراموش شدنشان را ميدهيد، استفاده كنيد.
ـ
طرحهايتان را خيلي شلوغ نكنيد. اگر مطلبي كه مطالعه ميكنيد، نكات اصلي
و فرعي زيادي دارد، آن را بر روي دو طرح شبكهاي جاي دهيد.
ـ مطالب را
آنگونه روي طرحها سازماندهي كنيد كه خودتان فهميدهايد. درواقع درك خود
را از مطلب روي طرح شبكهاي مغز منتقل كنيد. چنانچه نكتههاي يادداشت شده
با هم ارتباط دارند، مثلاًً اگر از دو نكته، نتيجهاي خاص حاصل شود و يا
يك نكته وابسته به نكته ديگري باشد، اين ارتباط و وابستگي را حتماً روي
طرح نشان دهيد. (به راحتي ميتوانيد دو نكته را با يك خط به هم وصل كنيد و
ارتباط آنها را نشان دهيد.)
ـ تعداد نكات اصلي وصل شده به مركز طرح و
تعداد نكات فرعي متصل به آنها، محدود نيست و كاملاً وابسته به نوع مطلب
است. مثلاً اگر از يك كتاب زيستشناسي يادداشتبرداري ميكنيد، تعداد نكات
اصلي و فرعي نسبت به يادداشتي كه از يك كتاب بينش اسلامي تهيه ميكنيد،
خيلي بيشتر خواهند بود.
ـ در آخر، يكبار ديگر يادداشتهايتان را بررسي كنيد و چنانچه نياز به اصلاح دارند و يا بايد تكميل شوند، اين كار را انجام دهيد.
در
اين مرحله، بعد از آنكه تفكري، عميق بر نكات كليدي داشتيد، قسمتهاي مبهم
را دوباره خوانديد و به خوبي فرا گرفتيد و همچنين طرح شبكهاي را
سازماندهي كرديد، بايد مطالب را با صداي بلند براي خود تعريف كنيد. به اين
منظور، از يادداشتهايتان كمك بگيريد. به آنها نگاه كنيد و با توجه به
كلمات كليدي يادداشت شده و ارتباط بين آنها، مطلب را تعريف كنيد.
در
اين مرحله، تعريفي كه از مطلب داريد بايد كامل و با ذكر همه جزئيات باشد.
همانطور كه يك معلم، مطلبي را براي دانشآموزان توضيح ميدهد و يا
همانطور كه يك دانشآموز مطلبي را براي دوست خود كه جلسه قبل از كلاس،
غايب بوده است، توضيح ميدهد.
به هنگام تعريف، به هيچوجه به كتاب
مراجعه نكنيد، مگر آنكه بخشي از يادداشتهايتان گنگ باشد و به كمك آن
نتوانيد مطلب را تعريف كنيد. در اين صورت، به كتاب مراجعه كنيد و
يادداشتهايتان را تكميل يا اصلاح كنيد.
جدولها و نمودارهاي موجود در
كتاب را به دقت بررسي كنيد و چنانچه نكتهاي از آنها گرفته ميشود كه بايد
روي طرحها بيايد، آن را يادداشت كنيد و يا آدرس جدول و نمودار را در زير
طرح بنويسيد.
خلاصه آنكه، اين مرحله بسيار مهم و حساس است و بايد متن را بهخوبي بياموزيد تا در مرحلة بعد بتوانيد از خود امتحان به عمل آوريد.
امتحان (Test. T)
در
اين مرحله، از خود امتحان به عمل آوريد. خود را ارزيابي كنيد. سؤالات آخر
فصل را بخوانيد و به آنها پاسخ دهيد. از كلمات كليدي، سؤال طرح كنيد و خوب
جواب آنها را بدهيد.
تصور كنيد كه اگر معلم بوديد، چگونه سؤال طرح
ميكرديد، به همان شكل عمل و سؤال طرح كنيد. سؤالات درسي سالهاي قبل آن
معلم را پيدا كنيد و مانند آنها سؤال طرح كنيد.
اين مرحله، مرحلة
ارزيابي اطلاعات شماست. تا قبل از اين مرحله، شما درصدد يادگيري و تكميل
اطلاعات خود بوديد، اما در اين مرحله، بايد دانستههاي خود را پس بدهيد.
انجام اين مرحله، به شما ميگويد كه تا چه اندازه، موضوع مورد نظر را ياد گرفتهايد و آيا ميتوانيد از عهده امتحان برآييد يا خير؟
هر
چه بيشتر سؤال طرح كنيد و بيشتر جواب آنها را بدهيد، دانستههاي خود را
بهتر محك ميزنيد. سعي كنيد هم به صورت تستي و هم به صورت تشريحي از خود
سؤال كنيم. اگر در جايي اشكال داشتيد، دوبار آن قسمت را بخوانيد تا مطمئن
شويد كه ميتوانيد از عهدة سؤالات برآييد.
خلاصه، اين مرحله، مرحلة امتحان و ارزيابي است و انجام آن به شما كمك ميكند تا خود براي امتحان اصلي آماده كنيد.
مطالعة مستمر (Continue. C)
مرحلة
آخر از مراحل سيستم PQRSTC، مرحلة مطالعة مستمر است. مطالعه مستمر يعني
اينكه براي موفقيت تحصيلي، بايد بهطور مستمر مطالعه كرد و درس خواند.
مراحل مطالعة مستمر خود شامل 3 اصل مهم است:
١. اصل يادگيري تدريجي
٢. اصل توزيع يادگيري
٣. اصل مرور فعال
حال، به توضيح اين 3 اصل ميپردازيم:
اصل يادگيري تدريجي
اصل
يادگيري تدريجي، يعني آنكه بهتدريج و در طول سال تحصيلي درس بخوانيد، نه
آنكه درسهاي خود را انباشته كنيد و بخواهيد در نزديكي امتحان و يا در شب
امتحان بخوانيد براي آنكه در تحصيلات خويش موفق باشيد و مطالعهاي با
بازده بالا داشته باشيد، بايد در طول سال تحصيلي درس بخوانيد و مطالعه
درسهاي خود را موكول به شب امتحان نكنيد.
دانشآموز يا دانشجوي موفق
از اول سال تحصيلي، شروع به درس خواندن و يادگيري مطالب تدريس شده، ميكند
و هيچگاه به اميد شب امتحان، درسهاي خود را انباشته نميكند.
بنابراين،
توصيه ميشود، از اول سال تحصيلي، همگام با كلاس و معلم پيش رويد و هر
درسي كه داده ميشود، همان زمان، به يادگيري آن بپردازيد تا درسها، بهتر
آموخته شوند.
اصول توزيع يادگيري
اصل توزيع
يادگيري، يعني آنكه زمانهاي مطالعه و يادگيري را بين دروس مختلف، توزيع و
تقسيم كنيد و سعي نكنيد در يك زمان طولاني، فقط يك درس را مطالعه كنيد.
به
عبارت ديگر، تنوع آموزشي بهتر از تراكم آموزشي است. يعني اگر ميخواهيد ٤
كتاب را در ٤ روز بخوانيد، نبايد براي هر كتاب، يك روز وقت، در نظر بگيريد
و هر روز فقط يك كتاب بخوانيد. بلكه بهتر آن است كه در هر روز، چهار كتاب
را بخوانيد. به عبارتي ديگر، در هر چهار روز، هر چهار كتاب را بخوانيد
(زمان مطالعه هر كتاب را كم كنيد تا بتوانيد هر روز، هر چهار كتاب مورد
نظر را بخوانيد).
توزيع يادگيري، نقشي بسيار مهم در يادگيري مطالب درسي
دارد (كه متأسفانه دانشآموزان يا دانشجويان كمتر آن را رعايت ميكنند).
اصولاً يادگيري با فاصله بهتر از يادگيري متراكم و فشرده است. مثلاً اگر
ميخواهيد در هفته ١٢ ساعت، درس فيزيك بخوانيد، نبايد در دو روز و روزي ٦
ساعت بخوانيد، بلكه بهتر آن است كه در ٦ روز، روزي ٢ ساعت درس بخوانيد.
با اين روش درس خواندن، ميزان يادگيري و بهخاطر سپاري اطلاعات، افزايش مييابد.
بنابراين، زمان يادگيري را بين دروس مختلف، توزيع كنيد.
اصل مرور فعال:
حتماً
ميدانيد كه مرور و تكرار كردن درس، ميزان و زمان به خاطرسپاري اطلاعات
در حافظه را قويتر و طولانيتر ميكند. اما اين اصل، ميگويد كه مرور
بايد فعال و صحيح باشد. يعني تنها مرور كردن كافي نيست، بلكه اين مرور
بايد فعال، صحيح و طبق اصولي خاص باشد.
بنابراين، براي يادگيري بهتر
دروس، بايد مروري فعال و صحيح داشته باشيد. يعني از زمان يادگيري يك روز
بعد، يك هفته بعد، يك ماه بعد و چهار ماه بعد، درسها را مرور كنيد و
زمانهاي مرور را بهطور دقيق و فعال رعايت نماييد.
*جینی دختر زیبا و باهوش پنج ساله ای بود…
یک روز که همراه مادرش برای خرید به فروشگاه رفته بود، چشمش به یک گردن بند مروارید بدلی افتاد که قیمتش ۱۰/۵ دلار بود، دلش بسیار آن گردن بند را می خواست. پس پیش مادرش رفت و از مادرش خواهش کرد که آن گردن بند را برایش بخرد. مادرش گفت : ” خوب! این گردن بند قشنگیه، اما قیمتش زیاده ، خوب چه کار می توانیم بکنیم! من این گردن بند را برات می خرم اما شرط داره، وقتی به خانه رسیدیم، یک لیست مرتب از کارها که می توانی انجام شان بدهی رو بهت می دم و با انجام آن کارها می توانی پول گردن بندت رو بپردازی و البته مادر کلانت هم برای تولدت چند دلار تحفه می ده و این می تونه کمکت کنه. “
جینی قبول کرد… او هر روز با جدیت کارهایی که برایش محول شده بود را انجام می داد و مطمئن بود که مادربزرگش هم برای تولدش برایش پول هدیه می دهد. بزودی جینی همه کارها را انجام داد و توانست بهای گردن بندش را بپردازد.
وای که چقدر آن گردن بند را دوست داشت. همه جا آن را به گردنش می انداخت؛ کودکستان، بستر خواب، وقـتی با مادرش برای کاری بیرون می رفت، تنها جایی که آن را از گردنش باز می کرد حمام بود، چون مادرش گفته بود ممکن است رنگش خراب شود!
پدر جینی خیلی دخترش را دوست داشت. هر شب که جینی به بستر خواب می رفت، پدرش کنار بسترش روی کرسی مخصوصش می نشست و داستان دلخواه جینی را برایش می خواند. یک شب بعد از اینکه داستان تمام شد، پدرجینی گفت :
- جینی ! تو من رو دوست داری؟
- اوه، البته پدر! خودت می دانی که عاشقتم.
- پس او گردن بند مرواریدت رو به من بده!!!
- نه پدر، اون رو نه! اما می توانم عروسک مورد علاقه ام رو که سال پیش برای تولدم به من هدیه دادی رو خودت بدم، اون عروسک قشنگیه ، می توانی در مهمانی هات دعوتش کنی، قبوله ؟
- نه عزیزم، باشه، مشکلی نیست…
پدرش روی او را بوسید و نوازش کرد و گفت : ” شب بخیر عزیزم.” هفته بعد پدرش مجددا ً بعد از خواندن داستان، از جینی پرسید :
- جینی ! تو من رودوست داری؟
- اوه، البته پدر! خودت می دانی که عاشقتم.
- پس او گردن بند مرواریدت رو به من بده!!!
- نه پدر، گردن بندم رو نه ، اما می توانم اسب کوچک و قشنگم رو بهت بدم، او موهایش خیلی نرم و لطیفه ، می توانی در باغ با او قدم بزنی ، قبوله؟
- نه عزیزم، باشه، مشکلی نیست…
و دوباره روی او را بوسید و گفت : ” خدا حفظت کنه دختر زیبای من، خوابهای خوب ببینی. “
چند روز بعد، وقتی پدر جینی آمد تا برایش داستان بخواند، دید که جینی روی تخت نشسته و لب هایش می لرزد. جینی گفت : ” پدر، بیا اینجا “ ، دست خود را به سمت پدرش برد، وقتی مشتش را باز کرد گردن بندش آنجا بود و آن را در دست پدرش داد.
پدر با یک دستش آن گردن بند بدلی را گرفته بود و با دست دیگرش، از جیبش یک قوطی مخمل آبی بسیار زیبا را بیرون آورد. داخل قوطی، یک گردن بند زیبا و اصل مروارید بود!!! پدرش در تمام این مدت آن را نگهداشته بود. او منتظر بود تا هر وقت جینی از آن گردن بند بدلی صرف نظر کرد، آن وقت این گردن بند اصل و زیبا رابرایش هدیه بدهد…
این مسأله دقیقاً همان کاری است که خدا در مورد ما انجام میدهد! او منتظر می ماند تا ما از چیزهای بی ارزش که در زندگی به آن ها چسپیدیم دست برداریم، تا آن وقت گنج واقعی اش را به ما بدهد.
این داستان سبب می شود تا درباره چیزهایی که به آن چسپیده بودیم بیشتر فکر کنم … سبب می شود، یاد چیزهایی بی افتیم که به ظاهر از دست داده بودیم اما خدای بزرگ، به جای آن ها، هزار چیز بهتر را به ما داده است… »
مغز يكي از مهمترين اعضاي بدن است؛ عضوي كه در بدن تمام جانوران نقش مركز سيستم عصبي را بر عهده دارد، فرمان تمام حركات ارادي بدن را صادر و تمام احساسات را پردازش ميكند و در شكلگيري شخصيت مؤثر است. مغز هر انساني حدود 2 درصد از وزن بدن او را شامل ميشود. بنابراين يك انسان 75 كيلوگرمي مغزي در حدود 5/1 كيلوگرم دارد.
شگفتيهاي
مغز انسان به قدري زياد است كه بسياري از مردم درباره آنها بياطلاعند؛
همان گونه كه با روشهاي ساده براي بهبود عملكرد مغز خود در هر سني بخصوص
اواخر ميانسالي ناآشنا هستند. مغز انسان قادر است بيش از تعداد كل اتمهاي
موجود در دنيا ايده در خود داشته باشد و آنها را تجزيه و تحليل كند. مغز
انسان حدود 100 ميليارد ياخته دارد كه به صورت يك شبكه بسيار پيچيده با
يكديگر در ارتباط هستند.
دانشمندان
بر اين باورند كه هر بار كه يك فكر جديد به ذهنتان خطور ميكند يا چيزي را
در ذهن خود حفظ ميكنيد يك پيوند عصبي جديد در مغز ايجاد ميشود. همه اين
شگفتيها و دانستنيهاي حيرتانگيز در مورد مغز انسان كافي است تا افراد
را به مراقبت بيشتر از مغز وادارد. با اين تمرينها و توصيهها عملكرد مغز
را بهبود بخشيده و قدرت حافظه خود را تقويت كنيد.
توجه به خواب و خوراک
مغز انسان نيازهاي غذايي ويژهاي دارد كه به عملكرد بهتر آن كمك ميكند. از همين رو اين جمله كه «هر چيزي كه شما ميخوريد بر نحوه فكر كردنتان تأثير ميگذارد» چندان هم بيربط نيست. يكي از جالبترين يافتهها در اين زمينه خوردن صبحانه است. با هر بار صبحانه خوردن ميزان زيادي گلوكز كه غذاي اصلي مغز است به بدن وارد ميشود و از همين رو افرادي كه صبحانه مصرف نميكنند كارآيي كمتري در مدرسه يا محل كار خود دارند. تحقيق ديگري كه در زمينه خوردن صبحانه انجام شده، نشان ميدهد كودكاني كه در صبحانه خود از نوشيدنيهاي گرم و شيرين استفاده ميكنند، در انجام تستهاي حافظه و توجه بسيار خوب عمل ميكنند.
همچنين
بر نقش مؤثر لوبيا در رژيم غذايي صبح تأكيد شده است. اين ماده سرشار از
پروتئين به همراه نان در برنامه غذايي كودكان باعث ميشود آنها سختترين
تستهاي مرتبط با آگاهي فكري را به راحتي انجام دهند. دانشمندان بر
استفاده فراوان از تخممرغ و سالاد در رژيم غذايي تأكيد ميكنند. در
تخممرغ ميزان فراواني كولين وجود دارد كه از اين ماده در بدن براي توليد
انتقالدهندههاي عصبي استيلكولين استفاده ميشود. كمبود اين ماده در مغز
همچنين ميتواند باعث آلزايمر شود و تحقيقات نشان ميدهد افزايش اين ماده
در مغز ميتواند روند فراموشي مربوط به پيري را كند كند. از ديگر غذاهاي
توصيه شده سالادها هستند كه حاوي مقادير بسيار زيادي آنتياكسي
اصول حرفه ای بودن را به اختصار می توان اینگونه بر شمرد :
۱) دغدغهمندی:
کار برای شما، مسأله و دغدغه است، یعنی شما به هر علت (نیاز مالی، دغدغه علمی و...) آمدهاید تا مسألهای را حل کرده و گرهای را بگشایید.
۲) جدیت:
آن کار برای شما یک مسألهی عادی یا فرعی نیست بلکه در کار مصمم و جدی هستید.
۳) دانش و خردمندی:
بر آن حوزهی کاری اِشراف فکری داریدو خلاقانه و آیندهنگرانه به ارتقای وضعیت اندیشیده و راهکارهای آن را ابداع مینمایید.
۴) تجربه فراوان:
در اثر تجربه و ممارست فراوان در آن زمینه، درکی عمیق و ژرفیافته و تمامی مهارتها و توانمندیهای مورد نیاز را بهدست آوردهاید.
۵) لذتبردن:
دائماً از انجام کار خود، لذت میبرید وآن را صرفا"برای رفع نیاز، گذران امور، با بی میلی و بهصورت انفعالی انجام نمیدهید.
۶) احترامگذاری:
برای همکاران، مشتریان، کارفرمایان، سازمان خود و به ویژه برای پیشکسوتان نهایت احترام و ادب را قائلید.
۷) یادگیری مستمر:
دائماً در کار خود میآموزید و در هر مرحله از انجام کار خود، سعی میکنید نکتهای را آموخته و دستخالی از این تجربه برنگردید.
۸) پشتکار:
هیچگاه نومیدی بر شما مستولی نمیگردد و به راحتی از میدان بدر نمیشوید.
۹) دلسوزی و تعهد:
کارهای خود را دلسوزانه و متعهدانه انجام میدهید. به کار خود و سازمانتان "تعلقخاطر" دارید و کار را از آنِ خود میدانید.
۱۰) بهرهوری:
بازده کار شما بالاست. اثر بخشی و کارآیی زیادی دارید. ازسرعت و دقت کافی برخوردارید و در کارهایتان خلاقیت و نوآوری به خرج میدهید.
از همین امروز بکوشیم تا در زندگی خود حرفهای باشیم و با مسایل کاری خود حرفهای برخورد نماییم تا برای خود و جامعهثمربخشتر باشیم و نقش جدیتر و اثرگذارتری ایفا نمائیم.
زندگی و کار در یک محیط حرفهای واقعاً لذتبخش است.


